بخشش سبب آزادی عمل حضور خدا در دعا میگرددThis is a featured page

بخشش سبب آزادی عمل حضور خدا در دعا میگردد - Holy Touch
بخشش سبب آزادی عمل حضور خدا در دعا میگردد
خدا برای من بسيار نيكو بوده است. دست خدا را در پاسخهای دعای بسياری كه از او دريافت كرده‌ام، مشاهده نموده‌ام، پاسخهايی كه تنها طريق توصيف آنها ارائه حكايتهای طولانی است. من شاهد بوده‌ام كه خداوند به چه طريق در پاسخ به دعا، اعضا خانواده و دوستان را به ايمان مسيحی آورده است. من شاهد باز شدن درهای خداوند به روی ملل مختلف به سبب دعای ايمانداران بوده‌ام. من شاهد بودم كه به سبب طلبيدن روی خدا توسط رهبران، يك ملت شفا يافته است. به نظر من شادی بزرگتر از شادی رفتن به حضور خدا وجود ندارد. امّا در عصر يك روز كه با تلاش و كوشش قصد داشتم كه به خلوت حضور خدا بروم، متوجه شدم كه قلبم بسيار سنگين و ناآماده است. به نظر می‌رسيد كه درهای آسمان به روی دعاهای من بسته شده‌اند و اين وضعيت دو هفته ادامه داشت. در آن ايام در فلاكت و سيه‌روزی به سر می‌بردم. من فكر نمی‌كنم چيزی بدتر از اين وجود داشته باشد كه فرد رابطه‌ای صميمی و نزديك با خدا داشته باشد و سپس آن را از دست بدهد. زمانی كه من از روی استيصال و ناكامی به نزد خدا فرياد برآوردم، روح‌القدس صحبت كردن با قلب مرا به آرامی آغاز كرد: «تو بايد او را ببخشی، تو نمی‌توانی تلخی را در قلب خود حفظ كنی و در عين حال رابطه‌ای صميمی با من داشته باشی.» من می‌دانستم كه اين واقعيت دارد، ليكن در اين باره بسيار احساس درد داشتم و فكر می‌كردم كه به من بی‌حرمتی شده است. مردی كه خدا درباره‌اش با من سخن می‌گفت كاری انجام داده بود كه قلب مرا شكسته بود. من فكر نمی‌كردم كه بتوانم او را ببخشم. من تا آن زمان او را يكی از دوستان عزيز خود به شمار می‌آوردم. لذا از خدا پرسيدم: «چگونه اين شخص را ببخشم؟ تو می‌دانی كه او عليه من چه كرده است!» امّا خدا بار ديگر با قلب من صحبت كرده فرمود: «آيا تو می‌دانی كه چه خطايايی نسبت به من مرتكب شده‌ای؟ تو فرزند مرا به قتل رساندی. اين يهوديان و روميان نبودند كه او را به صليب كشيدند. او می‌توانست ده فوج از ملائكه را بخواند تا آمده او را از صليب برهانند. اين گناهان تو بودند كه او را بر صليب ميخكوب كردند. گناهان تو او را كشتند. با اين وجود من تو را بخشيدم. همانطور كه من تو را بخشيدم تو نيز می‌توانی اين مرد را ببخشی.» جرم من به اثبات رسيده بود. لذا من به آرامی دعا نموده گفتم: «پدر، من آن مرد را می‌بخشم» بلافاصله روح خداوند در مكان خلوت من به حركت در آمد. خداوند مرا ملاقات نمود، من قدرت بخشش آن مرد را نداشتم، امّا خداوند اين توانايی را داشت. خداوند مرا بخشيده بود و تنها كاری كه من می‌بايد انجام می‌دادم اين بود كه در اعماق وجود خود، به فيضی كه خدا نهاده بود، با ايمان نائل گردم. وقتی كه من در چشمه فيض و بخشش الهی غوطه ورشدم، دريافتم كه فيض او بر من عظيم و كافی است، از اين رو من قادر هستم ديگران را نيز ببخشم. تلخی بيش از هر فرد ديگری به حامل و نگاه دارنده خود آسيب می‌رساند. تلخی دزد بی‌صدايی است كه به آرامی صميميت ما را با خدا می‌ربايد. ما با پنهان كردن تلخی در اعماق وجودمان هرگز قادر به حفظ صميميت با خدا نخواهيم شد. به همين دليل عيسی مسيح به شاگردان خود آموخت كه اينگونه دعا كنند: «قرضهای ما را ببخش چنانكه ما نيز قرضداران خود را می بخشيم»(متی 6: 12). ما با حفظ تلخی در قلبمان قادر به شناخت و تشخيص حضور خدا نيستيم. ما با وجود حفظ عداوت نمی‌توانيم با قدرت دعا كنيم. ما بايد انتخاب كنيم كه كداميك از اين دو برای ما مهمتر هستند، قدرت و حضور خدا، يا خشم وتلخی؟ انتخاب يكی از اين مورد، چگونگی رابطه و مشاركت ما را با خدا تعيين خواهد كرد
با تشکر از منبع مؤسسه سمی تیپیت


mohsenb
mohsenb
Latest page update: made by mohsenb , Jun 16 2007, 12:09 AM EDT (about this update About This Update mohsenb Edited by mohsenb

8 words added
2 words deleted

view changes

- complete history)
Keyword tags: None
More Info: links to this page
There are no threads for this page.  Be the first to start a new thread.